الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
118
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
حينئذ 1 ) لا يكون علامة لها 2 ) . . . و لا يتأتى 3 ) 1 ) يعنى زمانى كه اطراد اين گونه معنى شود 2 ) حقيقت 3 ) و از اشكال دور هم نمىتوانيم بوسيله مقوله اجمال و تفصيل كه در تبادر بيان شد رهايى يابيم و بگوئيم قبل از اطراد معناى كلمه معلوم به اجمال است و بعد از اطراد تفصيلا معناى آن را متوجه مىشويم زيرا : اطراد من غير تأويل يا على الوجه الحقيقه متوقف است بر اينكه معنى حقيقى و موضوع له تفصيلا معلوم و مشخص باشد ، و حال آنكه طبق فرض ، معرفت و شناخت موضوع له و معنى حقيقى هم متوقف بر اطراد على نحو الحقيقه است ، و دور همچنان باقى است ، بعبارت ديگر طبق بيان فوق ما زمانى مىتوانيم از اطراد استفاده كنيم كه معناى موضوع له براى ما مشخص و معلوم باشد و حال آنكه در اين هنگام اصلا نيازى به اطراد يا غير آن براى تشخيص معناى حقيقى نداريم . « 1 »
--> ( 1 ) - در اين قسمت نظر چند تن از اصوليين را پيرامون اين سه علامت ( تبادر ، صحت حمل و اطراد ) بيان مىكنيم : تبادر : اين علامت مورد قبول آقايان ، خوئى ، محقق عراقى ، فيروزآبادى ، ابو الحسن مشكينى ، تبريزى مىباشد . دليل پذيرش آنها تقريبا با مطالبى كه در متن آورديم يكى است اما شهيد مصطفى خمينى علاميت تبادر را براى تشخيص معناى حقيقى قبول ندارند به اين بيان كه : انسباق و تبادر بعد از علم پيدا كردن به علاقه ميان لفظ و معنى معقول نيست ، و زمانى كه ما علم به آن علقه پيدا كرديم ديگر معنى ندارد كه دوباره اين علقه منكشف شود خلاصه اينكه ايشان معتقدند دور مطرح شده در تبادر ، قابل حل نيست . تحريرات فى الاصول جلد 1 صفحه 100 چاپ قديم صحت حمل : محقق عراقى ، آقاى خوئى فيروزآبادى ، تبريزى و محقق داماد ، علاميت صحت حمل را براى تعيين معنى حقيقى نپذيرفتهاند براى مثال آقاى خوئى مىفرمايند حمل اولى ذاتى چيزى افاده نمىكند مگر اينكه موضوع و محمول ذاتا با همديگر اتحاد دارند و تفاوت و تغايرشان اعتبارى است و ديگر نظر ندارد -